آفاق آفاق ، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره

زندگی دوباره مامان و بابا

35 هفتگی

1392/11/6 11:16
نویسنده : افسانه
178 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر عزیزم

روزا داره مثل برق و باد میگذره و تو گل مامان همین طور داری تو دل مامان بزرگ و بزرگتر میشی.

قربون اون دست و پاهای کوچولوت بشم من که روز به روز قوی تر میزنی به دل مامان.

هرلحظه روزشماری میکنم برای روز دیدارت روز موعود روزی که قراره بزرگترین معجزه خدا رو ببینم . برا اون روز هنوز خودمو اماده نکردم نمیدونم قراره چه اتفاقی بیوفته و چی پیش بیاد . نمیدونم وقتی میخوام برم بیمارستان بابا حسین پیشم هست یا نه . اما فکرشو که میکنم تنها کسی که انزژی بهم میده باباجونته امیدوارم اون روز پیشم باشه .اما خدا کنه موقع درد زایمان کنارم باشه و با دستاش دستامو فشار بده و انرژی بهم بده

 

امشب اومدم بگم که دخترم  http://www.postsmile.net/img/28/2862.gifهفتگیت مبارک باشه

ایشالله  http://www.postsmile.net/img/28/2862.gifهفته دیگه میای بغلم

 الان تو حدود 2300 گرمی البته شاید دخترم به حرف مامانش گوش کرده باشه و بیشتر توپول شده باشه

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

darya
4 بهمن 92 11:51
سلام عزیزم ان شالله به سلامتی زایمان کنی و گل دخترتو بغل کنی
مامان صدیقه
5 بهمن 92 9:45
سلام عزیزم ایشالا به سلامتی نی نی ت بیاد تو بغلت و زایمان راحت و خوبی داشته باشی.منم یه نی نی کوچولو تو دلم دارم .البته از نی نی شما کوچولوتره .خوشحال میشم به وب ما هم سربزنیدsedman01.niniweblog.com
مامان صدیقه
5 بهمن 92 9:50
با اجازه شما عزیزم لینکتون کردم
زهرا
13 بهمن 92 22:25
سلام دوست عزیز وبلاگ جالبی دارین،