آفاق آفاق ، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره

زندگی دوباره مامان و بابا

احساس میکنم هستیو نیستی

1392/9/22 13:27
نویسنده : افسانه
179 بازدید
اشتراک گذاری

عشق مامان

مامان یه حال خاصی داره  ...نمیدونم چجور بگم ... یه حالیم انگار هستیو  نیستی ...دودلم  انگار داری میای و از اونور یکی میخواد منصرفت کنه .

دلپیچه و کمردردم زیاد شده البته هرازگاهی میگیره و بعد ول میکنه دودلم که تو آمدی تو دل مامان یا .... گریه

(( ایشالله که آمدی مامانتو نامید نمیکنی ))

به تنهایی و دلتنگی مامانت فکر کن ... به اینکه اگه کنارم باشی چقدر خوشحال میشم .

تازه بابایی هم خوشحال میشه .دیگه باامید بیشترخونه میاد و باهات یه عالمه بازی میکنه.

             

 

اگه نیای نمیدونم دیگه خودمو با چی سر گرم کنم آخه هیچ چیز جای خالی تو رو پر نمیکنه .

بیا و مامانتو هم از تنهایی دربیار هم بابایی رو سرگرم کن .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

ماماطهورا
5 اردیبهشت 92 11:16
سلام افسانه جون چه خبر بي بي زدي چي شد منتظر خبراي خوبتما


عزیزم سلام نه انشالله فردا

برام دعا کنید
نرگس مامان باران قلنبه
6 اردیبهشت 92 12:02
سلام عزیزم امیدوارم هر روتون پر از شادی باشه
من یه دخمل کوچولو دارم به اسم باران مظفری که تو جشنواره عکس آتلیه سها شرکت کرده و خیلی دلش میخواد اول بشه ممنون میشم اگه به وبلاگمون بیایی و به لینک مستقیم آتلیه بروید و امتیاز 5 رو بهش بدید
خیلی وقتتون رو نمیگیره با تشکر
ادرس جشنواره اسامی به ترتیب حروف الفبا میباشد
http://soha.torgheh.ir/festival/festivalPage.php?festival=6



عزیزم ممنون خدا باران و برات نگه داره
من یه بار هفته پیش امتیاز دادم حیف نمیشه دوباره امتیاز داد واگرنه بازم بهش 5امتیاز میدادم