آفاق آفاق ، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره

زندگی دوباره مامان و بابا

خواب دختر طلا

1392/9/10 18:01
نویسنده : افسانه
317 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر گلم

دخترم امروز خوابیده بودم که با صدای تلفن بیدار شدم مامان بزرگ مه پارت بود میخواست حالمو بپرسه .

ای کاش کمی دیگه تحمل میکرد کمی دیرتر زنگ میزد. آخه داشتم خواب تو دختر نازمو میدیدم .

وای دخترم هرچی از خوشگلیات بگم کم گفتم

ماه بودی ماهشکلک های ِ هلن

تو دخترم خوشگل تر از این فرشته کوچولو بودی 

من که عاشقت شدم

حالا به امید خدا  12 هفته دیگه میای بغلم

ایشالله

تو از همه ایتا خوشگل تر بودی

مثل این نینی لالا کرده بودی بعد پاشدی و گقتی توپ میخوام بازی کنم.

وای فدای حرف زدنت که یکی درمیون حرف میزدی

 

قربونت بشم که شیطنت از چشمات میریخت

معلومه دختر شیطونی هستی

وای خدایا با دیدن این کوچولو ها سیر نمیشم

دخترم خیلی مواظب خودت باش 

خوشگل و تروتمیز بیا بغل مامان و بابا

با یه عالمه شیطنت بیا

هم بابا عاشق بازی کردن با توئه هم مامان

همه وقتمون مال توئه

بوسشـ ـكلـك هاے پـ ـادشـاه وَ مـَ ـلکـ ـه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)