امام رضا
سیسمونی دختر طلا
سلام دخترم خوبی قند عسلم امروز روزیه که مامان بزرگ زهرا جهیزیه اتو آورد خونمون . منو بابایی دوتایی تو خونه بودیم که تلفن زنگ زد . خاله یاسی بود گفت تا هوا خوبه و بارون وبرف نگرفته میخوایم سیسمونی دختر طلا رو بیاریم. منو بابا هم سریع مشغول تغیر دکوراسیون خونه شدیم . ااااااا اشتباه شد امروز اینطوری نشدیم خیلی بابا جون کمکم کرد اصلا نزاشت یه چیز سنگین بلند کنم همه وسایلارم همون طور که خواستم تنهایی چید . چون خونه ما یه خواب داره تو خوشگلم اتاقتو با ...
نویسنده :
افسانه
5:02
کاردستی مامان و خاله یاسی
دخترم این دامنیه که مامان و خاله یاسی با هم برات درست کردیم خواستم منم مثل مامانای دیگه برات یه یادگاری درست کرده باشم . حالا ایشالله دنیا میای و باهاش عکس میندازی ...
نویسنده :
افسانه
4:22
29 هفتگی آفاق
سلام زندگی مامان خوبی فدات شم الان تو 29 هفته تمومه که تو دل مامان خونه کردی و تازگیا انقدر خوشگل بهم لگد میزنی که مامان از درد گاهی به خودم میپیچم فدای اون لگدات بشم اما هنوز نمیتونم تشخیص بدم زانوته یا ارنجته یا کف پاته امشب اومدم تا هفتگیتو تبریک بگم ایشالله تا هفته 40 تو دل مامان بهت یه عالمه خوش بگذره دخترم به امید خدا هفته دیگه میاد بغل مامانش خدایا شکرت ...
نویسنده :
افسانه
4:28
بدون عنوان
وسواسی شدن مامان افاق
سلام دخترم خوبی گلم امروز هواخیلی خواب الود و سرد بود از وقتی که بابا حسین رفت سرکار بیدار شدم داشت برف میوم د بابا جونتم هرچی بهش گفتم شالگردنتو بردار تا سرمانخوری تو گوشش نرفت که نرفت همین که بابا درخونرو بست و صدای پاشو شنیدم که دور دورتر میشد قلبم پرا ز غم شد میدونم که خیلی خوب حسمو فهمیدی بعد رفتن بابا خودمو کمی با نت مشغول کر...
نویسنده :
افسانه
3:09




