آفاق آفاق ، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره

زندگی دوباره مامان و بابا

کاردستی مامان و خاله یاسی

دخترم این دامنیه که مامان و خاله یاسی با هم برات درست کردیم خواستم منم مثل مامانای دیگه برات یه یادگاری درست کرده باشم . حالا ایشالله دنیا میای  و باهاش عکس میندازی ...
20 آذر 1392

29 هفتگی آفاق

سلام زندگی مامان خوبی فدات شم الان تو 29 هفته تمومه که تو دل مامان خونه کردی و تازگیا انقدر خوشگل بهم لگد میزنی که مامان از درد گاهی به خودم میپیچم فدای اون لگدات بشم اما هنوز نمیتونم تشخیص بدم زانوته یا ارنجته یا کف پاته امشب اومدم تا هفتگیتو تبریک بگم ایشالله تا هفته 40 تو دل مامان بهت یه عالمه خوش بگذره   دخترم  به امید خدا هفته دیگه میاد بغل مامانش   خدایا شکرت   ...
19 آذر 1392

وسواسی شدن مامان افاق

سلام دخترم خوبی گلم امروز هواخیلی خواب الود و سرد بود از وقتی که بابا حسین رفت سرکار بیدار شدم داشت برف میوم د بابا جونتم هرچی بهش گفتم شالگردنتو بردار تا سرمانخوری تو گوشش نرفت که نرفت همین که بابا درخونرو بست و صدای پاشو شنیدم که دور دورتر میشد قلبم پرا ز غم شد میدونم که خیلی خوب حسمو فهمیدی بعد رفتن بابا خودمو کمی با نت مشغول کر...
15 آذر 1392

تیکر

امروز خاله فاطیما بهم کمک کرد تا برات تیکر درست کنم   نمیدونم ازش خوشت میادیا نه ولی من که خیلی خوشم آمده اون خانمه منم و اونم رد پاهای قشنگ تو هست امروز که این تیکرو گذاشتم تو 10 هفته و 3 روزته آره هنوز خیلی کوچولویی میدونم تا چشم به هم بزنم بزرگ میشی و به مامانت میگی که عاشق شدی قربونت بشم ممنون که هستی و مامانو تو انتظار نزاشتی   ...
11 آذر 1392

شب قدر و راز و نیاز با خدا

امشب شب قدر 23 ماه مبارک رمضان   دلم خیلی گرفته یه عالمه دعا دارم بیشتر از اینکه دلم برا خودم بسوزه برا بقیه میسوزه خودم ازت خداجون خیلی چیزا میخوام ولی وقتی خواسته های بقیرو میبینم منصرف میشم خدایا تا الان هرچی ازت خواستم بهم دادی حالا ازت میخوام خواسته بقیرم انجام بدی  خداجون تو کلوپ نینی سایت به هر جایی که سر میزنم خیلی از دوستام ازت نینی میخوان ای خدای مهربون تو رو به بزرگی و مهربونیت قسم میدم ناامیدشون نکن     خدایا امسال منو خونه دار کردی نزاشتی من مستاجری بکشم خدایا میونم خیلیا مستاجرن و خسته شدن خدایا اون...
11 آذر 1392

سلام به گل مامان

سلام به نینی خودم سلام عزیزم میدونم مدتی بیوفا شده بودم و نمیومدم اینجا آخه نت خونه قطع بود برا همین .... عزیزم یه عالمه خبر خوب دارم اولی اینکه منو بابا الان تو خونه خودمونیم روز پنج شنبه ششم تیر 1392 اسباب کشی کردیم و دومی اینکه   یه خبر خیلی خوب روز 30 خرداد به همه دادم خبر اینکه.....   موقعی که از اومدنت ناامید شده بودم. تو تو دل مامان اومدی . میدونی چرا ناامید اخه کمر دردای شدید داشتم قبلشم با بابایی و مامان بزرگت و بابابزرگت رفته بودیم شمال نمیدونی اونجا چقدر ورج ورجه کردم چقدر بالا پایین پریدم چقدر شلوغ کاری کردم ...
11 آذر 1392

حرف با نی نی

سلام نینی جونم یه خیر خوب دارم اینکه منو بابا خونه خریدیم . ایشالله تا تابستون نیومده میریم خونه خودمون. ولی اونجا خونه تو هم هست نکنه تو نخوای بیای! تا اون وقت باید بیای تو دلم. آخه مامانی اونجا واقعا تنها میشه دیگه خونه از مامان بزرگات دور میشه و تنها باید بمونم .نینی گلم بیا بزار بابا هم فکرش نگران من نباشه. آخه بابایی غصه میخوره ببینه من تنهام تو بیای خیالش راحت میشه. من مواظبت هستم تو هم مواظب مامان باش . باشه گلکم ...
11 آذر 1392

امام رضا

امام رضا :    مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللّهُ قَلْبَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ (اصول كافى، ج 2، ص 160، ح 4؛ وسائل الشّيعة ، ج 16، ص 372، ح 6.)   هركس مشكلى از مؤ منى را بر طرف نمايد و او را خوشحال سازد،  خداوند او را در روز قيامت خوشحال و راضى مى گرداند. ...
11 آذر 1392