آفاق آفاق ، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره

زندگی دوباره مامان و بابا

اولین سلام به نفسم

سلام امروز  4 اردیبهشت ه . یه تصمیم بزرگ گرفتم اونم مادر شدنمه سلام نینی گلم میدونی چقدر منتظر روز آمدنتم .فردا قراره مامانی رو سوپرایز کنی بیای تو دل مامانی. یعنی میشه که فردا بیای گلم . ضربان قلبتو میتونم ازفردا بهتر حس کنم . شبایی که بابایی سر کاره تو کنارم میمونی چقدر بهمون خوش میگذره . بیا گلم من بایه عالمه مهربونی منتظرتم . ...
11 آذر 1392

تیکر 28 هفتگی

سلام سلام دختر طلا مامان و بابا  میدونی امروز چه روزیه   امروز  دختر طلا    هفته ات تموم شد ماشالله قراره دختر طلا هفته دیگه بیاد بغل مامان و باباش بگو ایشالله الان اینهوایی اینم تیکر دختر طلا تو هفته 28       ...
10 آذر 1392

خواب دختر طلا

سلام دختر گلم دخترم امروز خوابیده بودم که با صدای تلفن بیدار شدم مامان بزرگ مه پارت بود میخواست حالمو بپرسه . ای کاش کمی دیگه تحمل میکرد کمی دیرتر زنگ میزد. آخه داشتم خواب تو دختر نازمو میدیدم . وای دخترم هرچی از خوشگلیات بگم کم گفتم ماه بودی ماه تو دخترم خوشگل تر از این فرشته کوچولو بودی  من که عاشقت شدم حالا به امید خدا...
10 آذر 1392

دردو دل مامان با دخترطلاش

مامانی جونم سلام خوبی عزیز دلم خودت از حالو روز مامان خبر داری میدونی تو این مدت چقدر به خاطر تو سختی کشیدم میدونی چقدر تحمل کردم و ارزو سلامتی تو رو از خدا خواستم. حالا دخترم تو هفته 28 رفتی به سلامتی و هنوزم مامان جون خودشو تنها میبینه. هنوزم وجودت تو ارومم نکرده . خودت میدونی چی منو اروم میکنه ...
10 آذر 1392

آزمایش مامان

سلام دختر طلا   خوبی عشقم . مامان جون خداروشکر خوبم . امروز رفتم آزمایش قندخون دادم . از همون لحظه اول که رفتم تو ازمایش گاه حالت تهوه بدی گرفتم . از بس اونجا بوی بد میداد . دکتر ازمایش گاه گفت نباید بالا بیارم واگرنه ازمایشم خراب میشه. بهم گفت اگه حالت خوب نیست بزار یروز دیگه گفتم نه همین امروز بگیر . اولین خونو ازم گرفت و بعد بهم پودر قند داد که با اب بخورم و یه ساعت دیگه برم باز ازم خون بگیره . نمیدونی خودمو چطور کنترول کرم تا بالا نیارم . همش به خاطر مهربونیای تو بود که حالم بد نشد . میدونم تو نخواستی ازمایشم خراب شه زیاد اذیتم نکردی اما همش حالتاشو داشتم...
10 آذر 1392

تیکر 27 هفتگی

دختر طلا هفتگیت مبارک دختر طلا هفته دیگه میاد بغل مامان باباش ماشالله که دخترم اینقدر بزرگ شده  خدایا شکرت ...
7 آذر 1392

اتفاقات این هفته

سلام دختر طلا خوبی گلم . اونجا تو دل مامان بهت خوش میگذره من مامان جون سرماخوردم . تازگیا هوا خیلی سرد شده و تند تند بارون میاد و بخاری هم که اصلا خونرو گرم نمیکنه . تو خونم مجبورم زیاد لباس بپوشم دیگه به سختی میتونم راه برمو کار کنم  دخترم چند شب پیش حالم خیلی بد شد نمیدونم از کجا بود از چی شد مامان بزرگ ...
2 آذر 1392

26 هفتگی آفاق

دخترگلم هفته گیت مبارک   ایشالله  تو دل مامان بهت خوش بگذره تا هفته  همین طور خوب و راحت برای مامان و بابا دلبری کنی                                                       آفاق عزیز 14 هفته دیگه میاد بغل مامان و باباش انشالله   ...
2 آذر 1392